تبليغاتX
دخترک شب بیدار
به عشق تو می نویسم..
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 19:0  توسط شاهزاده اندوه  | 

متال ، واژه اي که هر کدام از ما به نوعي با آن آشنا هستيم تيپ ظاهري که اکثرا با نام متال يا هوي در بين قشري از مردم وجود دارد يا موسيقي سنگين و گوش خراش يا رفتار ضد هنجار و ... همه و همه تصوراتي است که از متال برداشت ميشود ولي اصل و ريشه ي اين کلمه چيست و چه کسي يا کساني آن را پايه گزاري کردند؟ انسان امروز باخو گرفتن به زندگي ماشيني خود را فراموش کرده و به همان ابزارکاري خود تبديل ميشود . بي توجهي و بي احساسي وي را فرا گرفته و ديگر به ارزشها و قوانين پايبند نيست و به همه چيز بي اعتنا ميشود . مکاتب و مذاهب عده کمي را دور خود جمع کرده اندو نافرماني به حد اکثر رسيده و عدالت از بين رفته و تفکر مردم از آنها گرفته شده و زندگي ساختگي به آنها تزريق ميشود درين ميان عده اي مي آيند و سخن از عدالت به ميان مي آورند و از حقوق پايمال شده انسانها سخن ميگويند، محيط جديد امروزي را به آنها معرفي ميکنند و از خطرها آگاه ميسازند و روز به روز انسانهاي زيادي را از مرگ معنوي و روحي نجات ميدهند و جنبش عظيم متال را پايه گزاري ميکنند متال ي موسيقي عادي نيست بلکه يک جنبش عظيم فکري و تحولي دروني براي انسانهاست . جنبشي که از حقوق افراد دفاع ميکند و قصد دارد با نشان دادن پستي ها و رذالت ها انسان را در مسير اصلي خود هدايت کند و با ابزار سخت خود ، سخت ترين انسانها را فرو ميريزد و انسان متکي به نفس و تفکر خويش را به وجود مي آورد <:P:>" زندگي از آن ماست تا آن را به شيوه ي خودمان زنگي کنيم " <:P:> اين عده از هر عنصري اسنفاده ميکنند تا اعتراض خود را نشان دهند ، از نوع لباسي که به تن ميکنند از مدلهاي ريش و موگرفته تا برخوردهاي اجتماعي ، ... همه و همه نشانه ي اعتراض آنها به زندگي تزريق شده و واهي است ولي تفکرات غلط و اشتباه در مورد متال چگونه شکل ميگيرند که عده اي آن را ناهنجار و موسيقي خشونت مي خوانند متال پس از جنگ جهاني دوم پايه گزاري شد ، واقعه اي که بر روي همه ي کشورهاي جهان مخصوصا کشورهاي اروپايي تاثير بدي گذاشت و همه ملتها با مشکلات جدي روبرو شدند . جنگ فرزندان خود را بلعيد و قهرمانان ميدان هاي نبرد با وجود رشادتهاي فراوان کنار گذاشته شدند و فساد همه جا را پر کرد و اين آغاز زندگي بي محتوا و خالي از ارزش براي انسان بود و به تدريج انسان را از هاله ي انسانيت خارج کرد . حکومت هاي سياه به بهره کشي سياسي و اقتصادي از مردم پرداختند و زدگي آنها از آنها گرفتند <:P:>"اينک جهان رفته و من تک مانده ام ، پروردگارا! ياري ام ده !
به اميد مرگ نفسم را در سينه حبس ميکنم ، پروردگرا خواهش ميکنم ياري م ده
تاريکي زنداني ام کرده ، همه آنچه ميبينم ، ترس و وحشت مطلق نه ياري زيستن ندارم نه توان مردن ، در دام افتاده در درون خود متال يک عامل اساسي در برابر خفقان و سکوتي بود که دولتها به وجود آوردند ، با صداي بلند و کوبنده فرياد ميزد و حقوق خود را طلب ميکرد و مردم را آگاه مي ساخت <:P:>" گرگهاي قدرت به در خانه ات کمين کرده اند مي شنوي؟چون سايه به دنبال تو هستند به زودي فرو مي نشاني اشتهايشان راآنها مي بلعند زير چکش هاي عدالت خورد خواهي شد، به خاطر قدرت درين زمان حربه حکومت هاي سياه به کار گرفته شد و سعي بر اين داشت که چهره اين موسيقي را نزد مردم خراب کنند و مردم را نسبت به آن بي اعتماد کنند ، آليس کوپر تحت فشار قرار گرفت و مورد تمسخر مورم شد ، آزي آزبرن به جرم شيطان پرستي !!! به دادگاه کشيده شد ، بزرگاني چون فردي مرکوري مورد انتقادهاي شديد قرار گرفتند و ... با اين وجود اين جنبش به کار خود ادامه داد و موفق شد بر اين توطئه ها پيروز شود و اين سبب شد که مخالفان اين موسيقي به فکر توطئه اي ديگر براي بد نامي اين موسيقي بي افتند و آن آسيب از درون بود ، انحرافات و اختلا فات به وجود آمد ، عقايد بي ارزش مطرح شد و کيفيت اشعار پايين آمد و مفاهيم پوچ و بعضا عاشقانه جاي اشعار والا و گرانقدر راجر واترز ، جيمز هتفيلد ، روني جيمز ديو ، آزي آزبرن ، اريک آدامز و ... را گرفتند تا اينکه امروزه از هر صد گروه متال ، تنها يک گروه اصيل وجود دارد و اين عاملي شد تا با نام متال هر سوء استفاده اي بکنند و از ارزش و اعتبار اين موسيقي بکاهند، کرت کوبين هاي زيادي دست به خود کشي زدند و آليس کوپر هاي زيادي گوشه نشيني را اختيار کردند، اکنون افتخار"هيم" اشعار عاشقانه اين گروه است و اين چيزي نبود جز آجر ديگري در ديواري که پينک فلويد از آن برايمان ميخواند <:P:>ما هيچ پرورش و هدايت افکار نمي خواهيم"
در کلاس گوشه نشيني موقوف ، معلم ها دست از سر بچه ها برداريد
همه ماجرا فقط آجر ديگري است در ديوار
و شما هم فقط آجر ديگري در ديوار هستيد" <:P:>و مواد مخدر که يکي از مسائلي بوده که از دير باز مورد نکوهش بزرگان متال بوده در صورتي که امروزه هيچ کسي بدون استفاده ازين مواد توهم زا در يک کنسرت متال حاضر نميشود ! اين مسئله اي است که استخوان متال را به لرزه در مي آورد و گروههاي متال د ست نشانده بار سنگيني براي آن ميشوند که تحمل آن بسيار دشوار است <:P:>اين ها تمامي سائلي بود که سبب به وجود آمده افکار مختلف در مورد متال شده و طرفداران واقعي اين موسيقي در حالي که در بين سيل متال بازان منحرف و گمراه غرق شده اند ، منتظر مي مانند تا کس ديگري بيايد و براي آنها بخواند <:P:>" و آنگاه خدايان هوي متال را آفريدند و ديدند که خير بود
گفتند بنوازيد با صدايي فراتر از جهنم و ما عهد بستيم چنين کنيم
وقتي بازندگان ميگويند کارت تمام است بدان دروغي بيش نيست
خدايان هوي متال را آفريدند و هرگز نخواهد مرد


خدايان هوي متال را آفريدند و هرگز نخواهد مرد
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 15:19  توسط شاهزاده اندوه  | 

سلام

ممنون از اين که يه سري به وبلاگم زدي! مي دونم مطالبم زياد گسترده نيست. چون هنوز 2 شبم نيست که وبلاگو ساختم! ولي همونطور که اون بالا نوشتم من راجب هر چي دوست دارم مي نويسم!!! از کسي هم ترسي ندارم! من خودمم موسيقي کار مي کنم يعني "گيتار"اسمشم نفسه! البته هدف اصليم گيتار برقي و گيتار باس هستش و بيشتر سبک متال گوش ميدم. البته از رپم خوشم مياد تازگيا هم کار بکس رپر خودمونم توپ شده! من که بعضياشونو خيلي دوست دارم. البته مثبتاش!!! به اضافه ي سبک هاي خوب ديگه!تو اين وبلاگ آکوردها و نوشته ي آهنگاي جديد و قديمي رو مي نويسم(واسه اينکه يه حالي داده باشم به بکس گيتاريست.) البته فعلا ايراني ها رو ميذارم تا ببينم چقدر استقبال ميشه!!!(بستگي به خودتون داره). ممکنه بعضي از آهنگارو نذارم .اگه آکوردها و نوشته ي شعر آهنگي رو خواستي و تو وبلاگم نبود٬ تو قسمت نظرات اسم خواننده٬ آلبوم و آهنگ مورد نظرت رو بنويس تا برات بذارم!!!

ممنون ميشم که وقتي وبلاگو خوندين٬ نظرتونم برام بذارين!اين مطالب موقته و تا چند وقت ديگه با مطالب کاملا جديد کارمو با جديت شروع ميکنم.پس بعد از خوندن اين وبلاگ بازم يه سري بهم بزنين چون, مطمئن باشيد خيلي تغيير ميکنه و خواهد کرد...

راستي٬ از نظرات٬ پيشنهادات و انتقادات همتون٬ ممنون!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 14:17  توسط شاهزاده اندوه  | 

حالا بگذريم , داشتم مي گفتم. موسيقي به نظر من دواي روحه ولي کيه که بفهمه , آقا اگه يه روز اين دوا رو از داروخونه ي جسمم نخرم , رسما مي ميرم!
يه سوال؟به نظر شما شرشر آب , نغمه ي امواج , صداي پرنده ها , خش خش شاخ و برگ ها , صداي جيرحيرک ها و حتي صداي زوزه ي باد موسيقي نيست؟؟؟
يکي از شعراي فارسي زبان گفت:"موسيقي در آغاز يک حوري آسماني بود که عاشق انسان شد و از آسمان نزد او فرود آمد.خدايان بر وي خشمگين شدند و طوفان شديدي پشت سر او فرستادند تا در همه جا پراکنده شود اما موسيقي از ميان نرفت بلکه زنده ماند و گوش هاي بشر را طنين انداز کرد". مي دونستين ايراني ها و هندي ها فکر مي کردن که موسيقي روح خدا در ميان انسانهاست؟ يا بعضيا مي گن:موسيقي زبان همه ي زميني هاست!آثار اين نغمه ها در گور هم باقي مي ماند و پس از پوسيدن بدن هم در سلول ها,تا زمانيکه قلب ,  گذشته را به ياد مي آورد , مي ماند.
موسيقي شراب دل هاست. پس اين آهنگاي مزخرف چيه گوش مي دي؟
موسيقي سرازير کننده ي اشک هاي درون ماست.ولي آيا با اين آهنگا؟حيف نيست گوشمونو با اين آهنگاي الکي پر کنيم؟خراب کنيم؟همشونم رو مغز , اعصاب , روح , روان , رفتار , حرکات... و خيلي چيزايي که ما حتي فکرشم نميکنيم تاثير ميذاره!
پس هميشه نوع موسيقي که گوش ميدي رو درست انتخاب کن که باهات سازگار باشه. چيزي رو گوش کن که واقعا فکر مي کني بهش نياز داري با اشتياق نه واسه اينکه الکي وقتت رو بگذروني!!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 15:56  توسط شاهزاده اندوه  | 

سلام عرض مي کنم خدمت تو دوست عزيز که اومدي و يه سري بلاگم زدي!
ازت ممنون مي شم که همه ي مطالبمو بخوني و نظرتو بدي.چه نظر,چه انتقاد و چه پيشنهاد!!! البته وقتي نظر دادين منتظر جوابشم باشيد!!!
خب, من از اينجا شروع مي کنم:
خدايي موسيقي چيز الکي اي نيست که هر کسي بخواد, بسازه و بخونه! هر چيزي واسه خودش راه و رسم خاصي داره. سطح ارزش موسيقي ايران به نظر من خيلي پايينه. چه کساني که تو ايران مي خونن و چه کساني که خارج از کشورن, همشون دوست دارن فقط بخونن و اسمي در کنن!
خيليا موسيقي رو فقط براي به شهرت رسيدن مي خوان. شهرت بد نيست ولي فقط واسه شهرت کار کردن به نظرم فقط توهينه به موسيقي.
بيشتر آدما از يه سبک خاصي از موسيقي پيروي مي کنن که %90 مطابق شخصيتشون و%10 بقيه اش واسه کلاسشه, مثلا بعضي از سبک ها رو گوش مي دن و هيچي ازش سر در نميارن و يا به دلايلي مجبورن گوش بدن! (مثلا يه عاشق به خاطر معشوقش).
آهنگ ايراني: اولين چيزي که من به ذهنم مياد, آهنگي با چهار تا آکورد ساده و دو تا بيت شعر مزخرف(که از اول تا آخرش هم تکرار ميشه).
همشون تا حالا اومدن بالا و خوندن و هيچکدوم صدايي هم  نداشتن و ندارن. آهنگايي هم که مي سازن مفت نمي ارزه! همشون رسما غاز ميچرونن. من که خودم شخصا خيلي وقته با اين نوع موسيقي ها ميونه اي ندارم و هميشه خارجي گوش مي دم. موسيقي داراي سبک هاي مختلفيه که راجب بيشترشون براتون مينويسم.
اغلب دخترا که دنبال يه مشت آهنگاي قر فري و بزن و بکوبن کاري ندارن چي؟ فقط بشه باهاش رقصيد!..(البته بعضي پسرا هم دسته کمي از اين دخترا ندارنا!)
بيشتر اونايي که حالا يه اپسيلوني از موسيقي هم حاليشون مي شه, پسر هستن البته نه اينکه بيشتر بفهمنا نه! چون بيکار تر از دختران و دسترسي بيشتري دارن(البته تر و خشک نبايد با هم بسوزند و اين حرف چيزيه که بيشتر خودشو نشون داده) ولي ما تو هر دسته چه دختر چه پسر خداي موسيقي هم داريم و اينايي که گفتم يه آمار کلي بود! (که طفلکي ها اگه ديده بشن بس که کم اند!)
ضمنا موسيقي سنتي قديمي خودمونو هيچوقت قاطي اين دسته نمي کنم و جايگاهش کاملا جداست, هر چند من خودم اصلا تو کتم نمي ره و خوشم نمياد!!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 0:33  توسط شاهزاده اندوه  | 

من مهسا هستم ۱۴ ساله از بندرعباس و تو این وبلاگ هر چی دوست دارم می نویسم
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 14:35  توسط شاهزاده اندوه  |